آرشیو برای آوریل, 2008

حموم

اینقدر خستم که  2 دقیقه تو حموم بودم داشتم فکر میکردم باید دقیقا چی کار کنم که اب از دوش نیاد و از شیر بیاد اخر سر هم آب سرد ریخت رو سرم…
همین!

سالگرد

یکسال گدشت برای دیگران و شش سال برای خودمون!شش عدد دوست داشتنی منه…

فکر کنم گم شدیم…

نفت لوله کشی شد!

خوش به حال اصفهانی ها خلاصه نفت رو تا در خونشون بردن!

4 تایی

عمه من هم اگه حریفهاش 4 تا 4تا میخوردن اوج میگرفت!!!
این جمله از جهات زیادی قابل بررسی ها همینجوری سر سری نگذرید در ضمن فکر بد هم کردید پای خودتون به من چه!والله!

Older entries »